به نام خداوند آفريننده خاطرات، خاطراتي كه هميشه مي توانند شاد يا غمگين باشند.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

                                صفحه اي از دفتر خاطرات1

 

      بي تو دنيا بر سرم آوار شد

      بين ما هر پنجره ديوار شد

 

      درد ما در بودن ما ريشه داشت

      رفتن و مردن علاج كار شد

 

      آنكه اول نوشدارو مي فروخت

      بر لب ما زهر نيش مار شد

 

      عيب از ما بود از ياران نبود

      تا كه ياري يار شد بيزار شد

 

      عاقبت با حيله سوداگران

      عشق هم كالاي هر بازار شد

 

/ 7 نظر / 6 بازدید
ard

سلام / حالت خوفه/ فکر کن در کويری خستی بی آب و علف و من به تو آب دادم که زندگی کنی/ اما تو به من در ميان دريا آب دادی / فکر می کنی چه تغاوتی باهم دارند/ شوخی بيی خيال قاببل نداشت

کورش

سلام رفيق...کم پيداي...يه سر بزن،،

ard

هوی کجايی / اميدوارم بهت خوش بگذره با اينکه روزهايی سختی در پيش داری

منصور

سام الیکم میثم جون.خوبی ؟ببخشید من نبودما.فدایه مرامت که سر زده ای.یه سر بزن.راستی با تبادل لینک چطوری؟

S.S.Team

سلام .. وبلاگه باحالی داريد ... خوشحال ميشم اگه تو تاپ ليست وبلاگه من عضو بشين ...

leila

سلام چرا اين همه وقت هيچی ننوشتی؟

کورش

بی وفا ديگه دوستم نداری؟؟